X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1382
شاید امروز روز دیگریست ... .


چه می دانم ؟ شــاید زیر یک دیگ قایم شده بوده ؟ شاید هم روی یک شـــاخه خشک لانه کرده بوده ... ؟ ...

اینها جملاتی هستند از پرده اول نمایشنامه کرگدن نوشته اوژن یونسکو با ترجمه جلال آل احــــــمد .
حالا چرا این جمــــله را نوشتم !
می دونید ، خیلی چیز ها هست که متفاوت تر از اون چیزهایی هستند که مـــا فکر می کنیم . مثل همین جمـــله ....
این جمله را شخصیت نمایشنامه برای بیان امکان حضور یک کرگردن در شهر ، بیان کرده نه برای یک ... .
فقط کافیه کمی مست باشی تا این جملات را به راحتی بفهمی ولی اگه مست نباشی اونوقت ... .



امروز بعد از مدتها کارایی کردم که قبلا می کردم . بازم فیلم دیدم  و وقتی خواهرم  را دیدم، دستش کتابی را دیدم که امروز یک جمله ازش نقل قول کردم  و یــــاد جلال کردم ! یـــاد از رنجی که می بریم ... .
نمی دونم چه نظری دارید ولی من بارها دقیقا در مکانی که جلال تو اون کتاب تصویرش کرده ایستادم و جملاتی به قشنگی تصویر جلال از زیراب - البته شامـــلو هم بیان قشنگی در مورد دشتهای  شالی زیراب داره - ندیدم .
امروز بازم دلم هوای سفر کرده  و اینبــار با تمام وجــــود دلم می خواد که طنین قشنگم  هم همراهیم کنه .
عجیـــب بوی بهـــــار میــــاد . به مشـــام شمــــا هم رسیده .
من که مستم ، مســــت ِ مســـت .

همیشه بهاری باشید .
قاصدک