X
تبلیغات
رایتل
جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1382
گلرخ و قاصدک

با سلام به همه دوستان عزیز کلبهء عاشیق . یه اشکالی توی وبلاگ جدیدمون پیش اومد که مجبور شدیم بازم آدرس وبلاگ رو عوض کنیم . ما اومدیم اینجا تو آسمونا . شاید بعضی از دوستان ندونن ماجرای گلرخ و قاصدک چیه . بعضی از شعرا هست که آدما رو عاشق می کنه . اینم شعر من و قاصدکه . شاد باشید ... یک دنیا عشق مهمون ما باشین


                                        صبح زود یه قاصدک سوار باد خنک
به همون رسم قدیم
ـ که با هم حرف میزدیم  ـ
زیر گنبد کبود
باز می گم :
 یکی بود یکی نبود

قدیما
پنجره های خونه ها
رو به صحرا وا میشد
خورشید از بالای کوه
خیلی زود پیدا می شد
جلوی پنجره ها
اینهمه پرده نبود
دیوار نبود
تو هوای اون روزا
اینهمه دود نبود
غبار نبود
قدیما می شد کنار پنجره
بشینی
دروازه ها رو ببینی
آخه ـ شهرای قدیم دروازه داشت
مثل شهر  خودمون
که همه دروازه هاش
آوازه داشت

یه روز از همون روزا
صبح زود
یه قاصدک
سوار باد خنک
اومد از پنجره
تو دامن گلرخ کوچولو
ـ دختر خوشگل شهر
گونه هاش مثل هلو ـ

بچه ها ! هیچ می دونین قاصدکا
همیشه مژده میارن واسه ما
این گلرخ می دونس
شایدم شنیده بود
شایدم خودش با چشماش دیده بود
که همیشه قاصدک
با خودش مژده داره
خبر خوب میاره
شایدم قاصدک اینو میدونس
که چرا همیشه از صب تا غروب
ـ گلرخ ـ
این دختر خوب
از پای پنجره اونور نمی ره
هر کی از بیرون دروازه میاد
ـ گلرخ ـ از اون چه سراغی میگیره

قاصدک !
مژده می خوام ـ مژده می خوام
د بگو خبر چی آوردی برام ؟
از کجا؟ از پیش کی میای ؟ بگو !
واسه ی گفتن چی میای ؟ بگو !
قاصدک !
راسه که تو خوش خبری ؟
از همه قاصدا مهربونتری ؟
همه میگن :
_ اونی که رفته میاد
                        یا همین هفته
                                           یا اون هفته میاد _
صب تا شب
چشام به این دروازه هاس
آخه ÷س که میگن میاد کجاس ؟
نکنه گم شده باشه ؟ قاصدک !
قاطی مردم شده باشه ؟ قاصدک  !
ندونه راه خونه کدوم وره !
نکنه شیطونه اون ببره ؟!
قاصدک !
دلم براش شور میزنه
نکنه دلش یه وقتی بشکنه ؟!
آخه اون خیلی ظریفه قاصدک !
مثل روح من لطیفه قاصدک !

قاصدک تو ر خدا راس بگو !
اگه اون فقط یه رویاس بگو !

قاصدک حرفای گلرخ شنفت
قاصدک هیچی نگفت
هیچی نگفت

صدای سبز درخت
صدای آبی آب
صدای سرخ خروس
توی آبادی خواب

آسمون صاف قشنگ
همه جا آفتابی رنگ
اما _ گلرخ _ تو خونه
منتظر با دل تنگ

چرا لالی قاصدک !
نکنه خواب خیالی قاصدک
یه دفه چی شد زبون تو ؟
چی شده ؟
قلب پاک و مهربون تو چی شد ؟
چی شده ؟ چرا جوابی نمیدی ؟
نکنه هنوز تو اونو ندیدی ؟
حرف بزن ـ تو ر خدا حرف بزن
نکنه اون دیگه قهر کرده با من
قاصدک !
تو ر خدا از اون بگو
از زمین خیلیا گفتن
تو از آسمون بگو
چی شده ؟ چرا زبون بسته شدی
نکنه تو هم ازم خسته شدی

گاهی وقتا دل ـ گلرخ ـ می گرفت
مثل گاهی که دل ما می گیره
مثل وقتی که هوا بارونی نیس
اما یکهو دل ابرا میگیره
گاهی وقتا آدما
یه دفه از همه چی دل میکنن
اما پیداس که دارن
خودشون یه جوری گول میزنن

قاصدک !
میخواد بیاد
میخواد نیاد
به جنهم اگه ما ر نمیخواد
دیگه خوب شناختمش
شناختمش
می دونی
من خودم اون ساختمش
حالا هم
خودم خرابش می کنم
از تو رویاها
جوابش می کنم

قاصدک حرفای گلرخ شنفت
قاصدک هیچی نگفت
هیچی نگفت

راسی یادمون باشه
اگه رویا نباشه
خوابمون
شبیه بیداری می شه
نمی خوام بگم که بیداری بده
خوبه خیلی خوبه
اما شب روز
خیلی تکراری میشه

قاصدک !
اون آخه مال خودمه
واسه من اون نه زیاده نه کمه
زودتر  از هر کسی من شناختمهر چی باشه
خودم اونو ساختمش
حالا هم حیفه خرابش بکنم
از تو آیینه جوابش بکنم
قاصدک !
بگو بیاد
بگو بیاد
بگو گلرخ همیشه تو ر می خواد

قاصدک حرفای ـ گلرخ ـ شنفت
رفت پیش همه گفت ...



از همراهی سبزتون ممنون
گلرخ